آموزش زبان بلوچی
/ آموزش زبان بلوچی :
آسنڃن:ازجنس آهن
آسِنُک:آهن کوچک
آسودگ:آسوده
آسیدَگ:آسوده
آسَئ بُن دَیۏک:روشن کننده ی آتش
آش۟کاد:نشخوار شتر
آشا:عایشه
آشُک:اسم مصغر عایشه
آشکـَه شُت:آنطرف رفت
آشُل:اسم مصغر عایشه
آشـَه:عایشه
آشۏبَگ:نوعی درخت خرما با دانه ها زرد
آشی:اسم مصغر عایشه
آکـَپّا بیا:آنطرف بیا
آکـَـتّا شُت : آنطرف رفت
آکوبی پـِت: پدر یعقوب
آکوتـُک:یاقوت ریز
آکۏشَگ:هاکۏشَگ؛بیرون کردن علف هرز از خاک
آگاه کـَنَگ:بیدار کردن
آگاهِن: بیدار است
آگـُنڌی مَزَنَـنـ۟ـت:ریشه هایش بزرگند
آل مِهتری:نوعی درخت خرما با دانه زرد
آلڃـࢣ جَنَگ:غلتیدن در خاک
آلی کـُرۏچ: نوعی درخت خرمای زرد
آمانت:امانت
آمڃن:هامڃن:فصل خرم
آمُرگ زِیانِنت: تخم مرغ گم شده است
آمُری:میوه یا درخت تمر هندی
آمُک کـُجِنت:آمنه کجاست
آمَکا وَرَگِنت:خام خام می خورد
آمگڃن دۏچ: دوخت خام:نوعی دوخت
آمَگڃن گۏشت:گوشت خام
آمۏچ۟ک:اَمۏچ۟ک؛مکان تله انداختن برای شکار پرندگان وحشی
آمید گِر:بند ترازو را بگیر
آن۟جَگ کـَنۏک:ابزار بندکردن شلوار
آنگـُر:آنسوی
آوان شُتـَـنـ۟ـت: آنها رفتند
آهِستَگ:آهسته
آهیر مَبی :حریص نباش
آهیر:حریص
ایــمــیــل: